مرتضى مطهرى

86

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

قياس مجموعه‌اى فراهم آمده از چند قضيه است كه به صورت يك واحد در آمده و به نحوى است كه لازمهء قبول آنها قبول يك قضيهء ديگر است . بعداً كه دربارهء ارزش قياس بحث مىكنيم « فكر » را به تفصيل تعريف خواهيم كرد . اينجا ناچاريم اشاره كنيم كه : « فكر عبارت است از نوعى عمل ذهن روى معلومات و اندوخته‌هاى قبلى براى دست‌يابى به يك نتيجه و تبديل يك مجهول به يك معلوم » . بنابر اين از تعريفى كه براى قياس كرديم معلوم شد كه قياس خود نوعى فكر است . فكر اعم است از اين كه در مورد تصورات باشد و يا در مورد تصديقات ؛ و در مورد تصديقات هم فكر به سه نحو مىتواند صورت گيرد كه يكى از آن سه صورت ، قياس است . پس فكر اعم از قياس است . به علاوه « فكر » به عمل ذهن از آن جهت كه نوعى كار و فعاليت است اطلاق مىشود ، اما « قياس » به محتواى فكر كه عبارت است از « چند قضيه با نظم و ارتباط خاص » اطلاق مىگردد . اقسام حجت : حجت به نوبهء خود بر سه قسم است ؛ يعنى آنجا كه مىخواهيم از قضيه يا قضايايى معلومه ، به قضيه‌اى مجهول دست بيابيم ، سير ذهن ما به سه گونه ممكن است : 1 . از جزئى به جزئى ، و به عبارت بهتر : از متباين به متباين . در اين حال سير ذهن ما افقى خواهد بود ؛ يعنى از نقطه‌اى به نقطهء هم سطح آن عبور مىكند . 2 . از جزئى به كلى ، و به عبارت بهتر : از خاص به عام . در اين حال سير ذهن ما صعودى است ؛ يعنى از كوچك‌تر و محدودتر به بزرگ‌تر و عالىتر سير مىكند ، و به عبارت ديگر از « مشمول » به « شامل » عبور مىكند . 3 . از كلى به جزئى ، و به عبارت بهتر : از عام به خاص . در اين حال سير ذهن ما نزولى است ؛ يعنى از بزرگ‌تر و عالىتر به كوچك‌تر و محدودتر سير مىكند ، و به عبارت ديگر از « شامل » و در برگيرنده به « مشمول » و در برگرفته شده منتقل مىشود . منطقيّين سير از جزئى به جزئى و از متباين به متباين را « تمثيل » مىنامند و فقها و اصوليّين آن را « قياس » مىخوانند ( اينكه معروف است ابوحنيفه در فقه قياس را به كار مىبرد ، مقصود تمثيل منطقى است ) . سير از جزئى به كلى را منطقيين « استقراء » مىخوانند و سير از كلى به جزئى در اصطلاح منطقيين و فلاسفه به نام « قياس » خوانده